تبليغاتX
عشق.بسیج.شهید و هر چه می خواهد دل تنگت

عشق.بسیج.شهید و هر چه می خواهد دل تنگت

با توکل به خدا برای خوشنودی او و حضرت حجه ابن الحسن عج و مادر بزرگوارشان

سخن زیبای امام ره

« بسيج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهيدان گمنامي است که پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده اند.»

 سخن مقام معظم رهبری

« بسيج يعني حضور بهترين ، با نشاط ترين و با ايمان ترين نيروي عظيم ملت در ميدان هايي که براي منافع ملي، براي اهداف والا، کشورشان به آنها نياز دارد.»

                                          

اهميت و ضرورت تشکيل بسيج:

      هر کشوري که منابع و دارائي ها ي ارزشمندي داشته باشد که دشمنان چشم طمع به آن داشته باشند و يا حرفهايي داشته باشد که موجب بيداري ملت ها عليه ظالمان و ستمگران شود، يقيناً دشمناني خواهد داشت که در صددند تا در هر فرصت ممکن چنين کشوري را از پاي درآورند.

      انقلاب اسلامي ايران که به رهبري امام خميني (ره) ابتدا رژيم ظالم شاهنشاهي را در ايران از بين برد و دست طمع مستکبرين را از منابع عظيم يران اسلامي کوتاه کرد از ابتدا تا کنون همچون خاري در چشم دشمنان يران باقي مانده است و تبعاً تا زماني که ين انقلاب متکي به اسلام و حضور فعال مردم درصحنه باشد، هيچ آسيبي نخواهد ديد. اما ين امر به منزلۀ عدم طمع دشمنان نخواهد بود و آنان هر وقت که کوچکترين ضعفي را در آمادگي و هميت مردم از نظام اسلامي احساس نمايند بر آن خواهند بود تا ضربه ای  به جمهوري اسلامي وارد کنند، بنابرين تا زماني که دشمني دشمنان وجود دارد بايستي آحاد مردم از طريق آموزش و تمرين ، آمادگي هاي دفاعي لازم را کسب نموده و در قالب يک سازمان وسيع مردمي (بنام بسيج) سازماندهي شوند تا در مواقع لزوم همچون صاعقه بر سر دشمنان خارجي و عوامل داخلي آنها فرود آيند تا نه تنها دشمنان امکان تجاوز به ايران اسلامي را نداشته باشند، بلکه فکر آن را هم نکنند.

                                                          

توضیحات کوچولو

- دفاع در برابر تهاجم بيگانگان

شايد بتوان مهمترين عرصه  فعاليت بسيج را عرصه  دفاع نظامي در مقابل متجاوزين به کشور اسلامي تلقي کرد. دشمنان به بهان هاي مختلف هميشه در صدد بوده و هستند تا تماميت ارضي کشور را خدشه دار سازند. بهمين جهت براي مقابله با تهديدهاي دشمنان کليه انسانهاي متدين و وطن دوست در قالب بسيج سازماندهي شده و در مواقع لزوم با حضور در جبهه هاي جنگ و در کنار نيروهاي مسلح، از کشور دفاع مي نمايند.

بعنوان مثال مي توان به حضور حماسي و تعيين کننده بسيجيان در طول هشت سال دفاع مقدس عليه رژيم متجاوز عراق اشاره نمود.

۲- حفظ امنيت داخلي

زماني که دشمنان خارجي در مرزهاي کشور با انسانهايي رزمنده و شجاع مواجه شده و نتوانند کشور را تهديد کنند، براي تحقق هدفهاي خود، عواملي را در داخل سازماندهي کرده و به مقابله با نظام اسلامي وادار مي کنند تا با اقدامات آشوب طلبانه و تروريستي در داخل شهرها و روستاها امنيت و اقتدار کشور را به خطر اندازند. در چنين شرايطي نيروهاي بسيجي بر اساس ضوابط مشخصي به کمک نيروهاي انتظامي و نظامي شتافته و آشوبها و بحرانهاي داخلي را مهار مي کنند.

۳- عرصه سازندگي:

بسيج با ثبت نام از افراد داوطلب و علاقمند، آنها را براي شرکت در فعاليتهاي سازندگي سازماندهي کرده و توان آنان را در جهت سازندگي کشور هدايت مي کند.

برخي از هدفهاي بسيج در عرصه سازندگي عبارتست از:

۱- آشنا ساختن نوجوانان و جوانان با زمينه  هاي اشتغال

۲- غني سازي اوقات فراغت نوجوانان و جوانان

۳- کمک به افراد و اقشار نيازمند بخصوص ساکنين مناطق محروم و روستاها از طريق شرکت در فعاليتهاي عمراني مربوط به آنان. از جمله عرصه هاي حضور بسيجيان در سازندگي کشور مي توان به مشارکت آنان در فعاليتهاي مربوطه به عمران ( نظيرخانه سازي ، مدرسه سازي در روستاها، راهسازي، سد سازي، لوله کشي آب، برق کشي و...) فعاليتهاي درختکاري، لايروبي، واکسيناسيون دام و طيور و جمع آوري آمار و اطلاعات مورد نياز اشاره نمود.

 

۴- عرصه فرهنگي اجتماعي

دشمنان انقلاب و ايران اسلامي پس از آنکه از طريق ايجاد آشوبهاي داخلي، ترور شخصيتهاي اصلي  انقلاب، کودتاي نظامي، بمب گذاري، تحميل جنگ هشت ساله عليه ايران و... و نتوانستند آسيب جدي به ايران اسلامي برسانند و در هر جبهه اي که وارد شدند خود را با جوانهايي مومن، شجاع و ايثارگر روبرو ديدند،  بر آن شده اند  تا عناصر اصلي تضمين کننده پيروزي مسلمانان، يعني ايمان اسلامي، وحدت کلمه و روحيه انقلابي را در آنان تضعيف نموده و از اين طريق به هدفهاي شوم خود که شکست جمهوري اسلامي است نائل شوند.

در چنين شرايطي بسيجيان بايد بطور همزمان به اشکال مختلف در عرصه فرهنگي با دشمنان مقابله کنند که از جمله مي توان به تلاش در جهت افزايش آگاهي هاي ديني، تقويت ايمان و افزايش بصيرت و تيزبيني در مسائل سياسي و اجتماعي خنثي نمودن شايعات و ترفندهاي تبليغاتي دشمن، امر به معروف و نهي از منکر، تلاش براي توليد آثار فرهنگي و مطبوعاتي در جهت دفاع از دستاوردهاي انقلاب و ارزشهاي اسلامي و مقابله با توطئه هاي دشمنان و... اشاره نمود.

۵- عرصه علمي:

يکي از مهمترين نيازهاي کشور در دوران سازندگي، توسعه علمي و دسترسي به آخرين يافته هاي علمي و پژوهشي جهان و همچنين توليد علم مي باشد. از آنجا که رشد علوم و فنون در کشورها مانع مهمي براي ادامه سلطه کشورهاي استکباري است فلذا اين کشورها هميشه تلاش مي کنند تا کشورهاي ديگر را از دستيابي به يافته هاي جديد علمي و فني محروم کنند.

در چنين شرايطي يکي از مهمترين وظايف بسيجيان تلاش براي حضور موثردر عرصه علمي کشور است. علاوه بر تلاش آحاد بسيجيان در اين عرصه، تشکيلات بسيج نيز با تشکيل انجمن هاي علمي براي دانشجويان و

دانش آموزان  و تشويق و حمايت از آنان، زمينه تلاش موثر بسيجيان در عرصه علمي را فراهم مي کند. برخي از اقدامات بسيج در اين زمينه عبارتند از:

الف) تشکيل انجمن هاي علمي دانشجويي و دانش آموزي

ب) شناسايي و تشويق دانشجويان، طلاب و دانش آموزان ممتاز کشور

ج) ارائه خدمات آموزشي ويژه به دانش آموزان ممتاز بسيجي براي شرکت در المپيادهاي علمي کشور.

د) حمايت از محققين و مبتکرين بسيجي

۶- عرصه امداد رساني و بهداشت:

يکي از وظايف بسيج کمک به امداد و نجات مصدومين در سوانح طبيعي و شرايط جنگي است. به همين منظور نيروي مقاومت بسيج با برنامه ريزي و ارائه آموزشهاي مورد نياز عموم مردم در اين خصوص، آمادگي هاي لازم براي مواجهه مطلوب با اين حوادث را در آنان ايجاد مي کند، علاوه بر آن در مواقع بروز حوادث غير مترقبه نظير سيل و زلزله، نيروهاي سازماندهي شده بسيجي در قالب گردانهاي امداد و نجات و دسته هاي امدادي بسيج دانش آموزي در دسترس ترين و مطمئن ترين امداد رساناني هستند که بلافاصله در محل حادثه به کمک مصدومين مي شتابند.

يکي ديگر از قابليتهاي تشکيلات بسيج کمک به توسعه بهداشت در جامعه است که در همين راستا اجراي موفقيت آميز واکسيناسيون فلج اطفال در سال ۱۳۷۱ توسط بسيج نمونه اي از حضور موفق بسيج در اين عرصه مي باشد.

    

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 8:34  توسط محمد مهدی  | 

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست .مقام معظم رهبری

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم


سردار رشيد اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت، برادر شهيد، حاج حسين خرازي به لقاء الله شتافت و به ذخيره اي از ايمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانه روزي براي خدا و نبردي بي امان با دشمنان خدا، در آسمان شهادت پرواز كرد و بر آسمان رحمت الهي فرود آمد. او كه در طول 6 سال جنگ قله هايي از شرف و افتخار را فتح كرده بود اينك به قله رفيع شهادت دست يافته است و او كه هل من ناصر ينصرني زمان را با همه وجود لبيك گفته بود اكنون به زيارت مولايش امام حسين (ع) نايل آمده است و او كه در جمع ياران لشگر سرافراز امام حسين (ع) عاشقانه به سوي ديار محبوب مي‌تاخت، پيش از ديگر ياران، به منزل رسيده و به فوز ديدار نايل آمده است. آري، او پاداش جهاد صادقانه خود را كنون گرفته و با نوشيدن جام شهادت سبكبال، در جمع شهدا و صالحين درآمده است. زندگي و سرنوشت اين شهيد عزيز و هزاران نفس طيبه‌اي كه در اين وادي قدم زده‌اند، صفحه درخشنده‌اي ازتاريخ اين ملت است. ملتي كه در راه اجراي احكام خدا و حاكميت دين خدا و دفاع از مستضعفين و نبرد با مستكبرين، عزيزترين سرمايه خود را نثار مي‌كند و جوانان سرافرازش پشت پا به همه دلبستگي‌هاي مادي زده پاي در ميدان فداكاري نهاده و با همه توان مبارزه مي‌كنند و جان بر سر اين كار مي‌گذارند. چنين ملتي بر همه موانع فائق خواهد آمد و همه دشمنان را به زانو در خواهد آورد. ما پس از هشت سال دفاع مقدس همه جانبه و 6 سال تحمل جنگ تحميلي، نشانه‌هاي اين فرجام مبارك را مشاهده مي‌كنيم و يقينا نصرت الهي در انتظار اين ملت مؤمن در مبارزه ايثارگر است...

سيد علي خامنه‌اي
10/12/1365

 

بسم رب المخلصين

يك بار به طور ناشناس به كربلا رفتم. از قبل با خود عهد بسته بودم كه به هيچ وجه با كسي حرف نزنم تا نفهمند كه من يك ايراني‌ام. وارد حرم امام حسين (ع) شدم و حسابي با آقا خلوت كردم و از طرف همه بچه‌ها پيش آقا عقده‌گشايي نمودم. ديگر هوش و حواسي برايم نمانده بود. دل و عقل و هوشم را پيش آقا جا گذاشته بودم. از حرم كه بيرون آمدم، همانطور كه با بي‌ميلي قدم برمي‌داشتم، خوردم به يك مرد عرب. از دهانم پريد و گفتم: «آقا ببخشيد ... معذرت مي‌خواهم ...» وقتي با نگاه عجيب و چهره حيرت‌زده مرد عرب مواجه شدم تازه فهميدم كه چه دسته گلي به آب دادم. تا آن مرد عرب آمد چيزي بگويد، من خودم را در ميان ازدحام جمعيت گم كردم و از تيررس نگاهش دور شدم.

 پي‌‌نوشت: ايشان در طول جنگ ايران و عراق چند بار به طور ناشناس به زيارت حرم مطهر آقا ابا عبدالله نائل شدند و اين خاطره هم از همان روزهاست.

 

منبع :افلاکی خاکی

راوی :شهید زین الدین

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 7:47  توسط محمد مهدی  | 

 تو اي يگانه من ! تو اي هميشه بهار! سكوت را بشكن لب بگفتگو بگشا چرا زبان نگاه مرا نميفهمي؟ مگر نگاه پر از اشك من سخنگو نيست مگر بجان تو از عاشقي هيا هو نيست چه روزها كه نديدم تو را و در دل من غم جدائي و انديشه وصال تو بود به شام خلوت من در فضاي تنهايي چه ماهها كه نبودي تو و خيال تو بود سخن ز هجر تو در گوش آسمان گفتم بجاي اشك ز چشمش گل ستاره چكيد حديث قهر تو را تا كه آفتاب شني ز ديدگان درخشان او شراره چكيد زدوري تو سخن با ستارگان گفتم هزار لرزه بجان

 

: امروز آپ ميشيم با يه چيز بسيار جالب ! اين هم يه داستان توپ از وبلاگ حديث گاو ما ما مي كرد. گوسفند بع بع مي كرد . سگ واق واق مي كرد. و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي .... شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند. موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.

 

         

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 8:58  توسط محمد مهدی  |